تبلیغات
سارا امیدوار - مطالب اردیبهشت 1392
سارا امیدوار
ما امیدواریم، می توانیم با کار گروهی در مسیر موفقیت حرکت کنیم ...
درود بر شما دوست خوبم
» لطفا این تارنما را با عنوان " سارا امیدوار " لینک نمائید و اطلاع دهید
سپاسگزارم

عـاشـقـت مـی شـوم

سه شنبه 31 اردیبهشت 1392

نویسنده: سارا امیدوار | طبقه بندی:حرف دل، عاشقانه، 

بـه چـشـمـهـایـت بگــو . . . 
نـگـاهـم نـڪـنـنـد ... 
بـگـو وقـتـے خـیـره ات مـے شـوم سرشـاטּ بـه ڪـار خـودشـاטּ بـاشـد . . . ! 
نـه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . . . 
نـه ! 
حـواسـم نـیـسـت . . . 
.
.
.
عـاشـقـت مـی شـوم . . . 

فراموش گذشته

سه شنبه 31 اردیبهشت 1392

نویسنده: سارا امیدوار | طبقه بندی:حرف دل، 

گاهی باید کسانی را از گذشته مان فراموش کنیم , به یک دلیل ساده : آنها به آینده مان تعلق ندارند.....

Sometimes we forget who we are from our past, for a simple reason: They do not belong to our future .....

با مـن مدارا کنـ

شنبه 28 اردیبهشت 1392

نویسنده: سارا امیدوار | طبقه بندی:دوستان سارا، حرف دل، مذهبی، 

خـــدایا!
من دلـــــم قرصه!

کسی غیر از تــو با مــن نیست خیالت از زمین راحت، که حتی روز،روشن نیست! 
کســـیـ اینجـــا نمیـ بینــــه ، که دنیــــا زیــر چشــماتـــه! یـــه عمــره یادمـــون رفتـــه ، زمیـــن دارمـکافـاتـه فراموشم شده گاهیـ ، که این پایین چه هاکردم! 

که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تـو برگردم! 


خــدایا وقتـــــــــ برگشـــــتمـــ یه کــم با مـن مدارا کنـ شنیدم گرم آغوشت اگه میشه منم جا كن

ادامه مطلب

کتابفروش

شنبه 28 اردیبهشت 1392

نویسنده: سارا امیدوار | طبقه بندی:حرف دل، 

از کتابفروشی پرسیدند : وضع کسب و کارت چگونه است؟ گفت : بسیار بد ، چون آنهایی که پول دارند اهل مطالعه نیستند و آنهایی هم که سواد دارند پول ندارند

The Book ask: How is the business? Said too bad, because those who have money and those who are studying education no money

Secret

جمعه 20 اردیبهشت 1392

نویسنده: مرتضی صاحب | طبقه بندی:دوستان سارا، حرف دل، تاریخ و هنر، علم و فن آوری، پند ها و اندرز ها، درس و دانشگاه، مقالات متنوع، 

سلام دوستان
مطلبی برام از یکی از دوستانم ارسال شده بود که خواستم با شما نیز درمیان گذاشته باشم چون نتیجه اش خیلی انصافا چسبید و باحال بود
و اما ماجرای داستان چی بود؟
سه نفر اشتباهی دستگیر شدند و در نهایت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم شدند....
نوبتِ نفر اول شد که روی صندلی بنشیند.
وقتی که نشست گفت : من توی دانشگاه , رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه !....
کلید برق رو زدند ... ولی هیچ اتفاقی نیفتاد پس به بی گناهیش ایمان آوردند و آزادش کردند.
نفر دوم روی صندلی نشست و گفت : من توی دانشگاه حقوق خوندم و به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته !
کلید برق رو زدند ... ولی باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد پس به بی گناهی او هم ایمان آوردند و آزادش کردند.
نفر سوم که خواست روی صندلی بنشیند گفت : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی!!!
خوب بقیه داستان هم مشخص است، مسوولین زندان مشكل رو میفهمند و موفق به اعدام فرد میشوند !!!
نتیجه :
 لازم نیست همیشه راه حل مشكلات رو جار بزنید!!!
نکته اخلاقی : 
بگذار کارهایت یک راز بماند، فقط نتایج را به مردم نشان بده.

  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

دوستان سارا

آخرین مطالب سارا

نویسندگان سارا امیدوار

برچسب های سارا

نظر سنجی سارا

    به دنبال چه موضوعی هستید ؟






آمار سارا امیدوار

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :

بهینه سازی و سئو elexa.ir | الکسا
طراحی و پیاده سازی وب سایت we20.ir | وبیست
سرور هاستینگ سرور هاستینگ